ببینید که چه
نوشته شده توسط Bouddha_Hindy در: آیین هندو ، مقدمه ، فلسفه ، عرفان / دین سوامی Prajnanpad
سوامی Prajnanpad Brahmin هند بنگال، وارث سنت های مذهبی هندو، متون سنتی آشنا: وداها ، اوپانیشادها ، ودانتا ، Sâmkya ، بودیسم و Tantrism را ، او با یک چشم انداز جدید بازی می کند، گاهی اوقات کاملا تعجب آور است. این خواننده از فروید بود ، در سال 1925، او گنجانیده نقطه در عمل معنوی خود اجازه می دهد تا یک نوع روانکاوی بر روی نیمکت که به نظر می رسید را به یک روش تصفیه از احساسات و تمامی ردپاهای به جا مانده از وبگردی های پنهان ناخودآگاه، واقعا در اینجا و در حال حاضر است. او نام این روش، از برخی از پیروان خود، تکرار دروغ .
علاوه بر این، استاد فیزیک بود، و رویکرد معنوی خود را از دقت، علمی، هر دو برای انجام این آزمایش، اعتبار روش مورد استفاده برای تایید نتایج به دست آمده بهره برده است: "چه علم است؟ فقط جستجو برای حقیقت! "او گفت ... هیچ مخالفت خود را با دانش خود، آن را نمی کند ... سوامی بدن خود را در سال 1974 ترک کرد.
این شاگردان غربی اش، دانیل Roumanoff و به ویژه دنیس و آرنود دژاردن ، ساخته شده است که تعالیم سوامی Prajnanpad شناخته شده در فرانسه است. اما از آن پس دیگر شاگردان هند کشف افکار عمومی غرب، تجارب خود را از این آموزش که در اینجا، نوشته های رضا Srinivasan ، چند خط. آنها به طور عمده برای سادگی خود جالب است.
نوشته شده توسط رضا Srinivasan
کنار گذاشتن ایده ها، عقاید، تعصبات، دوست دارد و دوست ندارد، بله گفته، خرافات، سنت ها، اعتقادات ... و پس از آن: déséduquer:
خود را دوباره آموزش: ما با آرامش باید در نظر چه. خود را کنار بگذارند چیزی است که شما خود را نگاه کرد. بعد از آن شما می تواند به بازسازی ساختار صدا، عادلانه و باز به دانش مستقیم. نگه دارید درست است، باطل دور. شما خواهید دید که چگونه اطلاعات درست است. دست اول. برخی دیگر نیاز به اطلاعات بیشتر. طرف آنها قرار دهید تا زمانی که شما مدارک کافی برای نتیجه گیری، اما نه قبل از.
تفاوت
حقیقت بزرگ است. در میان میلیاردها چیز و هیچ است همه در واقع شبیه به دیگری است. ساخت انجمن با قیاس اجتناب کنند، و اجازه دهید تفاوت را ببینید. ما می بینیم شباهت که وجود ندارند. این است با توجه به عدم پالایش از نظر ما می باشد. دیدگاه ثابت و سفت و سخت از جهان خارج است، بیان جهل و علت همه بدبختیهای ما است. تغییرات همه چیز، همه چیز متفاوت است، اما ما قادر به درک. ما همیشه آنچه ما می بینیم. این توهم (مایا)، حجاب در برابر چشمان ما، که ما را از دیدن آنچه است. در واقع، آنچه برای دیدن این است که همه چیز متفاوت است. من اینجا هستم، تو اینجا. هر دو متفاوت است.
از آنجا که همه چیز متفاوت است، هیچ کس نمی تواند انتظار دیگر را به روش خاصی عمل می کنند. از آنجا که متفاوت است، تنها می تواند متفاوت رفتار می کنند. او می تواند راه که می خواهید عمل می کنند اگر شما بودند، که مورد و موقعیتی که در آن واقع شده است، همان بود. پس ما باید سعی کنید که به درک دیگران به جای اختصاص دادن صفت خوب یا بد. این است که چگونه شما می توانید تفاوت ها و غلبه بر منحصر به فرد از هر چیز به درک.
تغییر
دوم حقیقت بزرگ است. همه چیز در حال تغییر است در همه جا و همیشه. این می افزاید: یک بعد جدید به تفاوت استقرار. تغییر تفاوت در زمان است. اساس در پشت این ظاهر وجود دارد؟ چیزی دائمی؟ بله. این پس زمینه است که این تغییرات رخ می دهد واقعی است. دید که این تغییر را درک تغییر نمی کند. این است که دائمی است.
همچنین اطمینان حاصل کنید می بینید و احساس می کنند که تغییر در هر چیز و همه چیز را. پس هیچ چیزی به شما تاثیر می گذارد، را به شما شوک، چون شما می دانید که همه چیز است و ظاهر پدیده ای ساده است. هر چه نگاه کنید، شما آرامش خود را حفظ، آرام و بی طرف است. این samadhi است: شما شفاف و بی پیرایه هستند. حقیقت: تفاوت، تغییر و ... بنابراین شما نمی توانید مقایسه! مقایسه این غیر ممکن است! حقیقت چیست؟ هر چه است، حق است. شما هستند و بنابراین، شما به حقیقت است. حقیقت این است که در اینجا و در حال حاضر است. قبول چیست و سعی کنید به جای که مایل به درک. درک این تفاوت، که در تغییر و انطباق خود را بر این اساس است. فقط حقیقت را غالب، توهم، هرگز! "
علت و معلول
هیچ کس تا به حال از علت و یا معلول بدون علت بدون اثر شنیده شده است ... هنگامی که چیزی اتفاق می افتد شما نمی خواهید، سعی کنید برای پیدا کردن و چرا از آن اتفاق افتاده است. هیچ چیز اتفاق می افتد توسط شانس. همه چیز بستگی دارد به علت است. اگر شما این را نمی خواهم، حذف علت! اگر این غیر ممکن است، پس از آن، بسیاری خود را، آن را قبول خواهد کرد! آیا می توانم به شما می گویند: نه، این طور نشد؟ نه، شما می توانید، و نه از آن است که وجود دارد، سپس شما باید آن را بپذیرند، به طور کامل، با تمام قلب خود را.
دوگانگی در طبیعت
تغییر مداوم در جهان خارج وجود دارد. زندگی و مرگ ملاقات. تاریکی و نور و خورشید و سایه، لذت و درد، گرما و سرما، عشق و نفرت وجود دارد ... و غیره این اضداد بی پایان هستند. اما ما عاشق و نفرت دیگران است. ما می خواهیم خوب است، بد نیست. ما تشنگی برای لذت بردن، نفرت درد.
خوب و بد، دشوار است، آسان، ساده و پیچیده است اما زندگی از همه این تجارب ساخته شده است. ما می خواهیم دلپذیر و بی ادب. بنابراین، ما فقر زندگی می کنیم. برای زندگی این است که تجربه آن را تمام است. ما می خواهیم بدون عسل و نیش زنبور. مادر می خواهد یک کودک است اما نه درد زایمان است. این ناشی از جهل است. لذت بدون مجازات نیست. تنها زمانی که ما می دانیم که درد که ما می توانیم لذت لذت ببرید. تنها انسان است که از حرارت خورشید رنج می برد می تواند سایه سرد لذت می برند.
همچنین هیچ چیز کاملا بد است یا خوب است، مطلقا. تنها تفاوت وجود دارد. کبرا زهر می تواند مرگبار هم باشد، و همچنین نجات جان انسان ها در شرایط های درمانی دیگر. همه چیز نسبی است، یعنی. خیر و شر، نسبی است. چه خوب است برای یک دیگر بد است. و همه چیز را به مخلوطی از خوب و بد است. بنابراین واقعیت آن گونه که در دوگانگی بیان پذیرش و انطباق خود را بر این اساس است.
وحدت وجود
چه چیزی شما را در اطراف شما؟ همه جا تلاش در جهت وحدت، به سمت تخریب هر چیزی که انسان را از انسان جدا میکند. آگاهانه یا ناخودآگاه، ما به سمت وحدت سفر، چون ما می دانیم که وحدت است، شادی و درد و رنج جدایی. اقدامی که منجر به وحدت این است که که منجر به جدایی بد است. این است که تنها یک بار فراتر از تفاوت ها و تغییرات است که حکیم یکی با همه چیز می شود.
ذهن
این است آنچه شما را نگه می دارد و دور از واقعیت است. شما باید همیشه به شما در اینجا و در حال حاضر هدایت. ذهن همیشه طول می کشد ظاهر برای واقعیت. چگونه به ما می بینیم که اگر واقعیت یا ظاهر؟ اگر ما تجربه احساس وحدت این است که ما می بینیم واقعیت. اگر ما احساس می کنیم جدا از آنچه را احاطه کرده است به ما این است که ما می بینیم ظاهر. تفاوت تنها در ظاهر است. بروز احساسات آزمایش نشان می دهد که حضور ذهن است.
ناخودآگاه
او در زندگی ما نقش بزرگتر از ما فکر می کنیم. ما باید آن را در پرتو آگاهی را کشف نماید. آیا سانسور نیست. نگو این خوب است یا بد ... نگه داشتن ذهن باز، آماده برای هر آنچه که می آید. پذیرش "این مال من است." همه چیز آگاه می شود. راحت و کاملا به آنچه شما آشتی. هر چه تمایل، به او اجازه دهید. سپس سعی کنید تا ببینید که آیا این میل انجام شد. ببینید همین دلیل آن را از بین می رود. ذهن تقسیم شده بین یک نقطه و دیگر آگاهانه و ناخودآگاه می تواند کارها را هرگز به آنها هستند.
حافظه
حافظه دخالت از گذشته به حال است. گذشته به زور درج شده صرفا به این دلیل آن را به طور کامل پذیرفته نشده است. وقتی که قبول کنیم، ما باید آزاد کند. رنج می برند، نگران، غم و اندوه به نظر می رسد چرا که ما رد چه اتفاقی می افتد، که است.
احساسات
خاطرات از گذشته و حال. گذشته را قبول، خوب، شما می توانید این قبول. وقتی چیزی است که ما آن را به عنوان، ما را تجربه نمی کنند و یا احساس و هیجان، بلکه یک احساس وحدت با آن است. عشق را در تایید و یا انکار یک نشانه که چیزی، جایی، اشتباه است. این احساس، احساس است. به ارمغان می آورد احساس به عنوان جدا. از آن هیچ اثری پشت سر او را ترک ...
میل
تمایلات از دو این باور که ما می توانیم چیزی از دیگری دریافت کنید و ما را به طور دائم می تواند به دنیا آمد. این دو باور نادرست است. هیچ کس می دهد هر چیزی است. دیگر می دهد تنها خود را اگر او را آنچه او می خواهد. همچنین شما ابتدا باید به من بدهید. و در این کار، ما مطمئن هستیم که در واقع دریافت نیست، می توان آن را نادیده گرفت. سپس ما می توانیم به باور هر چیزی به چشم پوشی از ناپایداری از همه چیز است. بنابراین، دیدن این، ما دیگر دور با تمایل به اجرا درآمد. اما در حالی که آنها وجود دارد، این خواسته، ما باید استقبال. ما حتما باید آنها را فرستاد، اما آگاهانه تحقق و ببینید که ما آنها منجر شود. اگر نتیجه مثبت باشد، ما می توانیم آنها را نگه می دارد. اگر آنها می توانند موجب رنج، سپس آنها باید ناپدید می شوند.
تنش
تنش در رنج قفل شده است. باز کردن قلب ما، برای آزادسازی تنش اندازه گیری شده توسط دوره سلامتی و هوشیاری است. باز، آزاد هستند. هنگامی که شما به طور کامل باز هستند، بهترین بهره همه علاقه شما است، شما یکی با جهان است.
نفس
نفس چیزی است که باعث به ما می گویند "این مال من است! "این طرح در خارج است. این واکنش از اشتیاق و امتناع است، به عبارت دیگر احساسات. movere سابق، به بیرون حرکت می کند (خود) است. نفس ذهنیت است، به معنای معمول. همه چیز برای من. ما می توانیم چیزی است که این تجربه را نمی دانم، و برای این که ما باید بگویم بله، خوش آمدید. بنابراین، هنگامی که از هیچ تلاشی و یا برای اجرا، و یا به فرار وجود دارد، احساس می کند که با چه چیزی است. به طور مشابه هنگامی که شما کار می کنند، شما باید کاملا حال حاضر است. اگر عادت به خوردن، پس از آن "که می خورید". همین. آیا نگران نیست و یا یکی که می خورد، یا آنچه خورده است. فقط "خوردن". "شما" از بین می رود. به طور مشابه، اگر شما یک مدل طراح و شما هستند، تنها اقدام به ساخت یک مدل وجود دارد. هیچ نفس یا مدل وجود دارد. بنابراین، در هر زمان، فقط "در حال"، تنها برهمن وجود دارد. فقط "یکی و بدون یک ثانیه".
شرکت
احساس تعلق اجتماعی تحقق می آید که ما نمی توانیم بدون دیگری زندگی می کنند. در ابتدا، دیگران را برای خود وجود دارد. اما به زودی متوجه ما نمی توانیم بدون دادن. همچنین ارتباط با دیگران، که در آن شما می دهد و می توانیم دریافت کنیم. سپس انسان واقعا بالغ می شود، می بیند که در دادن نسبت به دریافت رضایت بیشتر. بزرگسالان بالغ واقعی است تا همه چیز، هیچ چیز نیست.
شما می توانید از ذهن شما را نگه دارید، از خود. اما سعی کنید به رایگان داشته باشید که شما را به خود است.
به تلاش خود برای به دست آوردن خود
اگر ما تا به حال بیمار به بررسی این هویت های کاذب و دستیابی به هدف عالی، ما خودمان را به عنوان آگاهی خالص، آرام و بی سر و صدا را ببینید. ما باید از آنچه در برابر چشمان ما شروع می شود. من این بدن؟ بدون انتظار، بدون میل و انکار، به دنبال ... در صورتی که تجربه نشان می دهد که شما از این بدن، و سپس شما می توانید آن را تجاوز. و به این ترتیب برای اشکال ظریف وجود فردی. خلاص شدن از همه است که درشت و ظریف مسائل جوهر تلاش.
پیش
چیز طبیعی است، اما یک گام در یک زمان. با متمرکز شدن در لحظه است. بدون مقایسه با پیشرفت دیگران. قبول آنچه شما انجام داده اند که دقیقا همان چیزی است که شما می تواند هر گونه یکپارچه علی. اشتباه طبیعی است. طبیعت به خودی خود هزار اشتباهات را به یک چیز موفق ...
هیچ کس می تواند به شما و می دانم که هیچ کس نمی تواند در مورد شما صحبت می کنید. هر کس افکار در مورد شما و بیان دیدگاه های خود را بر روی تصویر او از شما ساخته شده است، شما. پس چرا اشتباه شما؟ شما باید باقی می ماند و هنوز هم سکوت اگر آنها را به شخص دیگری صحبت کرد.
مشاهده و فکر می کنم
مشاهده و فکر می کنم بسیار متفاوت هستند: ما با ذهن و فکر می کنم که ما با اعضای هیئت علمی از ادراک می بینیم. ذهن پروژه من در مورد این موضوع، که تحت تفکر چنین پنهان است. فکر کردن، به دلیل تفکر تحریف چشم انداز خود و شما مانع از دیدن چیزها به اندازه آنها. فکر کردن، در نظر می گیریم: چه خوب یا بد، درست یا غلط است. وقتی چیزهایی که ما را به عنوان آنها، نه جاذبه و نه دافعه وجود دارد. آنچه می بینید شما می باشد. در نهایت، همه چیز در درون شما، که بی نهایت است. هنگامی که ما فکر می کنیم چیزی است که ما تمایل یا این که ما رد. اما اگر ما، ما را هر دو مثبت و منفی از آن چیزی است که متاسفانه ما اغلب occultons. چیزی که باید به عنوان یک کل دیده میشود، و یا ما آن را به آرامی برگ.
منبع: غیر، دوگانگی
برچسب ها: عشق ، شادی ، آگاهی ، واقعیت ، زندگی





















































خلاصه خیلی خوب!
با تشکر از شما برای این انتشار، Bouddha_Hindy.
خالص روشن، روشن! علامت!
من با همه چیز موافق نیستم تا کنون، من غربی هستم و نه هند!