مبارزه با فقر برای ایجاد صلح
نوشته شده توسط LeTransmuteur در: اخبار ، باشگاه ، فلسفه ، سیاست ، جامعه شناسی ، معنویت / دین متن کامل پیام پاپ بندیکت شانزدهم به مناسبت روز جهانی صلح در تاریخ 1 ژانویه 2009
در آغاز این سال جدید، من می خواهم به ارسال آرزوهای بهترین های من برای صلح و این پیام، همه را دعوت به منعکس کننده موضوع: مبارزه با فقر برای ایجاد صلح است. سلف مقدس من جان پل دوم، در پیام روز جهانی صلح سال 1993، در حال حاضر تاکید شده بود تاثیر منفی که وضعیت فقر از کل جمعیت در نهایت در مورد صلح است. در واقع، فقر است که اغلب یکی از عوامل است که ترویج و یا تشدید درگیری ها، از جمله مسلح. در عوض، این درگیری ها سوخت شرایط غم انگیز بیشتر از فقر است. "یکی دیگر از تهدید برای صلح در جهان تایید شده و می شود بیشتر و جدی تر - ژان پل دوم نوشت: - بسیاری از افراد و در واقع تمام مردم امروز در شرایط فقر شدید زندگی می کنند. شکاف بین فقیر و غنی تبدیل شده است بیشتر مشهود است، حتی در اقتصادی توسعه یافته تر است. این یک مشکل است که نیاز به وجدان انسان است، به خاطر موقعیتی که در آن بسیاری از مردم وجود دارد خلاف حیثیت ذاتی خود و در نتیجه، پیشرفت معتبر و هماهنگ جامعه جهانی به خطر انداخته "1
پدیده پیچیده جهانی شدن
من نفر این زمینه، مبارزه با فقر نیاز به در نظر گرفتن توجه از پدیده پیچیده جهانی شدن است. این نظر مهم است از نقطه نظر روش، به دلیل آن را نشان می دهد رسم بر میوه از پژوهش های اقتصاددانان و جامعه شناسان بر جنبه های فقر است. اشاره به جهانی شدن نیز باید ما را به روحانی و اخلاقی هشدار می دهد، به خاطر آن ما را وادار به نظر فقیر در به رسمیت شناختن روشن است که همه ما در یک طرح واحد الهی شرکت: حرفه برای ایجاد یک خانواده که در آن همه - افراد، ملت ها و کشورها - مدل رفتار خود را با توجه به اصول برادری و مسئولیت.
هر گونه فقر در ریشه آن عدم احترام به شأن و منزلت متعالی انسان
من نفر این زمینه، لازم است به فقر گسترده و مفصل است. اگر فقر تنها فیزیکی، علوم اجتماعی، که کمک به ما برای اندازه گیری پدیده ها بر اساس شخصیت داده ها به طور عمده کمی که بود، برای نشان دادن ویژگی های اصلی آن کافی خواهد بود. ما می دانیم که فقر چه غیرمادی، نتیجه مستقیم و خودکار محرومیت از مواد وجود دارد. برای مثال، در جوامع پیشرفته ثروتمند، evidence of marginalization، فقر، رابطه، moral و معنوی: مردم inside هستند disoriented and who experience اشکال مختلف ضعف با وجود welfare اقتصادی there. من فکر می کنم، در مرحله اول، به اصطلاح "عقب ماندگی اخلاقی" 2 و، از سوی دیگر پیامدهای منفی "overdevelopment." 3 من را فراموش نکنید که در جوامع به اصطلاح رشد اقتصادی "فقیر" است که اغلب با موانع فرهنگی که استفاده مناسب از منابع اجازه نمی دهد مانع است. این درست باقی می ماند، به هر حال، که همه اشکال فقر در ریشه آن عدم احترام به شأن و منزلت متعالی انسان است. وقتی انسان در زمینه حرفه خود و خواسته های واقعی "بوم شناسی انسانی" در نظر گرفته نشده 4 احترام گذاشته نمیشود، نیروهای بی رحمانه از فقر به راه انداخته، به عنوان آشکار است در برخی از زمینه های من به طور خلاصه اشاره خواهد شد.
فقر و پیامدهای اخلاقی
فقر است که اغلب، به عنوان علت آن، به طور مستقیم با رشد جمعیت است. به عنوان یک نتیجه، اجرا می شوند مبارزات به منظور کاهش تولد، انجام شده بین المللی، گاهی اوقات با استفاده از روش که احترام نه شأن و منزلت زنان یا حق پدر و مادر در انتخاب مسئولانه که چگونه بسیاری از کودکان آنها 5 و در اغلب موارد، بدتر است، که حق ندارد به زندگی احترام نمی گذارند. از بین بردن میلیون ها نفر از کودکان متولد نشده، به نام مبارزه با فقر، در واقع به منزله تخریب از فقیرترین میان انسانها است. در پاسخ، واقعیت این است که در سال 1981 حدود 40٪ از جمعیت جهان زیر خط فقر مطلق زندگی می کردند، در حالی که امروز که درصد نصف شده است و از جمعیت فقر برداشته که مشخصه، در میان چیزهای دیگر، افزایش شدید جمعیت است. این نشان می دهد که منابع وجود داشته باشد برای حل مشکل فقر، حتی در حضور جمعیت رو به رشد می رود. باید به خاطر که پس از پایان جنگ جهانی دوم تا به امروز، جمعیت بر روی زمین چهار میلیارد دلار افزایش یافته و تا حد زیادی، این پدیده شامل کشورهایی که به تازگی در ظهور صحنه های بین المللی به عنوان قدرت های جدید اقتصادی و توسعه سریع را تجربه کرده اند به طور خاص به دلیل تعداد زیادی از ساکنان آنها. علاوه بر این، در میان کشورهای پیشرفته ترین، کسانی که با بالاترین میزان نرخ تولد لذت بردن از فرصت های بهتر برای توسعه است. به عبارت دیگر، به نظر می رسد که جمعیت، دارایی ها، علت فقر نیست.
سطح کنونی هزینه های نظامی ایالات مسأله موجب نگرانی است. همانطور که قبلا هم به حال به مناسبت به اشاره، واقعیت این است که "مواد بسیار زیاد و منابع انسانی متعهد به هزینه های نظامی و اسلحه در واقع از پروژه های توسعه از مردم، به ویژه کسانی که عایق فقیرترین و نیاز به کمک است. این می رود در برابر منشور سازمان ملل متحد خود از ایالت ها، که به ویژه در جامعه بین المللی و کشورهای درگیر، <به ترویج ایجاد و نگهداری صلح و امنیت بین المللی انحراف تسلیحات از منابع انسانی و اقتصادی جهان> (ماده 26) ". 6
Nother منبع نگرانی است با بیماری های همه گیر مانند، برای مثال می توان به انجام این کار، مالاریا، سل و ایدز، که تا آنجا که آنها بخش های تولیدی از جمعیت را تحت تاثیر قرار می دهد، تا حد زیادی زوال کلی از شرایط تاثیر می گذارد کشور است. تلاش برای مهار عواقب ناشی از این بیماری در جمعیت همیشه دستیابی به نتایج قابل توجهی است. همچنین این اتفاق می افتد که کشورهای مبتلا برخی از این بیماری های همه گیر باید متحمل، آنها را، توسط کسانی که کمک های اقتصادی مشروط بر اینکه در اجرای سیاست های بر خلاف به زندگی. این امر به ویژه برای مبارزه با ایدز، که یک علت عمده فقر است، مگر اینکه مسائل اخلاقی در ارتباط با گسترش این ویروس نیز خطاب. طرح های انجام شده در این راستا در حال حاضر به نتایج قابل توجهی دست یافته، با کاهش شیوع اچ آی وی، ابتدا باید کمپین های آموزشی هستند، به خصوص جوانان، به تمایلات جنسی است که مطابق با شأن و منزلت فرد پیاده سازی است. سپس ما باید به مردم فقیر داروها و مراقبت در دسترس را، که نیاز به یک تعهد قوی برای پژوهش های پزشکی و نوآوری های درمانی، و همچنین به عنوان نرم افزار انعطاف پذیر، در صورت لزوم، قوانین اداره بین المللی مالکیت فکری، برای اطمینان از مراقبت های بهداشتی اولیه لازم.
فقر کودکان
U نفر سوم منطقه است که مورد توجه در برنامه در برابر فقر و ذاتی خود را آشکار ابعاد اخلاقی، فقر، کودک است. وقتی که فقر برخورد خانواده، کودکان، قربانیان آسیب پذیرترین: تقریبا نیمی از کسانی که در فقر مطلق زندگی می کنند امروز کودکان است. با توجه به فقر، به معنای دادن طرف از کودکان به عنوان اهداف اولویت به تصویب رسید که نگرانی های آنها را به طور مستقیم، به عنوان مثال، مراقبت از مادران، تعهد به آموزش، دسترسی به واکسن، مراقبت های پزشکی و نوشیدن آب، حفاظت از محیط زیست و به ویژه تعهد به دفاع از خانواده و ثبات روابط درون آن است. هنگامی که خانواده اش ضعیف است، آن است که به ناچار کودکان. اگر شأن و منزلت زنان و مادران محافظت شده است، کسانی که رنج می برند که عواقب آن برای اولین بار و همیشه بچه ها.
خلع سلاح و توسعه
منطقه U N چهارم، نقطه نظر اخلاقی، سزاوار توجه ویژه ای است که ارتباط میان خلع سلاح و توسعه است. سطح کنونی هزینه های نظامی ایالات مسأله موجب نگرانی است. همانطور که قبلا هم به حال به مناسبت به اشاره، واقعیت این است که "مواد بسیار زیاد و منابع انسانی متعهد به هزینه های نظامی و اسلحه در واقع از پروژه های توسعه از مردم، به ویژه کسانی که عایق فقیرترین و نیاز به کمک است. این می رود در برابر منشور سازمان ملل متحد خود از ایالت ها، که به ویژه در جامعه بین المللی و کشورهای درگیر، <به ترویج ایجاد و نگهداری صلح و امنیت بین المللی انحراف تسلیحات از منابع انسانی و اقتصادی جهان> (ماده 26) ". 6
این امور، هیچ کاری نمی کند، بلکه آن را به منزله یک مانع جدی برای دستیابی به اهداف توسعه گسترده تر از جامعه بین المللی است. علاوه بر این، رشد بیش از حد از خطرات مخارج نظامی شتاب دادن به مسابقه تسلیحاتی است که باعث جیب از عقبماندگی و نا امیدی، نکته جالب تبدیل عوامل بی ثباتی، تنش و درگیری. به عنوان عاقلانه سلف محترم من پل ششم گفت: "توسعه نام جدیدی را برای صلح است" 7 ایالات بنابراین دعوت به منعکس کننده به طور جدی بر دلایل اساسی برای درگیری، اغلب با بی عدالتی را برانگیخت، و به آنها از طریق شجاعانه خود را به نقد. اگر ما موفق به بهبود روابط، آن را باید مصارف اسلحه را کاهش می دهد. منابع ذخیره شده می تواند برای طرح های توسعه ای از افراد و مردم فقیر و نیازمند اختصاص داده شده است: تلاش صرف شده در این راه خواهد بود، تلاش برای صلح درون خانواده انسان.
U N منطقه 5 در ارتباط با مبارزه با فقر مواد مربوط به بحران غذایی کنونی، که نیازهای اساسی را به خطر مواجه سازد. این بحران مواد غذایی کافی نیست، بلکه بیشتر از عدم دسترسی به آن و حرکات سوداگرانه و، بنابراین، خیلی هم با فقدان ساختاری نهادهای سیاسی و اقتصادی قادر به مشخص پرداختن به نیازها و موارد اضطراری است. سوء تغذیه نیز می تواند آسیب جدی روانی و جسمی به مردم، باعث محرومیت بسیاری از مردم از انرژی لازم برای فرار از فقر خود را غیر مسلح. نتیجه این است که این جمعیت نه تنها قادر به خارج شدن از عقب ماندگی خود را. این منجر به افزایش شکاف نابرابری، و باعث واکنش های است که ممکن است بسیار خشن می شود. در سال های اخیر، تمام داده ها بر روی تکامل فقر نسبی در حال رشد نشان می دهد فاصله بین فقیر و غنی. علل اصلی این امر احتمالا از یک طرف، تغییر فن آوری، که منافع در بالاترین منطقه از توزیع درآمد متمرکز شده و در مرحله دوم، پویایی قیمت محصولات صنعتی، که افزایش بسیار سریع تر از قیمت محصولات کشاورزی و مواد خام است که فقیرترین کشورها. بسیار اتفاق می افتد که بسیاری از مردم از فقیرترین کشورهای حاشیه رانده شدن رنج می برد در دو از نظر درآمد پایین تر و قیمت های بالاتر است.
مبارزه با فقر و همبستگی جهانی
یکی از راههای مهم برای برقراری صلح، جهانی شدن به سمت منافع خانواده بزرگ انسان است. 8 با این حال به منظور حکومت جهانی شدن نیاز به همبستگی قوی 9 جهانی بین کشورهای غنی و فقیر، و در هر کشور، حتی اگر او غنی است. "کد اخلاقی رایج" 10 مورد نیاز است، استاندارد بر اجماع صرف نیست، اما ریشه در قانون طبیعی که در وجدان هر انسان (قس رام 2، 14-15) توسط خالق محاط است. آیا ما احساس می کنیم هر یک، در اعماق آگاهی ما، به سهم خود ما را به صلح مشترک خوب و اجتماعی نیست؟ جهانی شدن از بین می برد موانع خاصی است، اما بدان معنا نیست که آن را می توانید از امکانات جدید ساخت آن را به ارمغان می آورد، مردم با هم، اما نزدیکی مکانی و زمانی شرایط برای همدلی واقعی از خود و صلح واقعی. به حاشیه رانده فقیر جهان می تواند درمان در جهانی شدن معتبر نیست تنها اگر مردم در همه جا احساس می کنید که شخصا توسط بی عدالتی در جهان و نقض حقوق بشر دیگر مربوط به آنها نمیدهد خشم. کلیسا، که "نشانه و ابزار دقیق از اتحاد صمیمی با خدا و وحدت همه مردم است"، 11 ادامه به سهم خود برای ارائه به طوری که بی عدالتی ها منسوخ شده و سوء تفاهم ها و qu'advienne جهان صلح آمیز تر و متحد تر است.
N در زمینه تجارت بین المللی و معاملات مالی، فرآیندهای در حال حاضر در محل اجازه می دهد که یکپارچه سازی مثبت از اقتصاد، کمک به بهبود شرایط عمومی، بلکه فرآیندها در جهت مخالف وجود دارد، که منابع بخش در میان مردم و به حاشیه رانده شدن، ایجاد خطرات خطرناک جنگ و درگیری. در دهه های بعد از جنگ جهانی دوم، تجارت بین المللی کالاها و خدمات فوق العاده سریع رشد کرده است، با پویایی است که سوابق در طول تاریخ تا به حال هرگز. بخش عمده ای از تجارت جهانی در کشورهایی که در اوایل صنعتی شد، که قابل توجهی اضافه شده که بسیاری از کشورهای نوظهور بازیکنان مهم تبدیل شده اند. اما کشورهای دیگر، که درآمدشان کم است، باقی می ماند تا حد زیادی در تجارت به حاشیه رانده شده است. رشد خود را با کاهش سریع در دهه های اخیر، قیمت مواد اولیه را تشکیل می دهند که عملا کل صادرات خود را آهسته شد. در این کشورها، عمدتا در آفریقا، وابستگی به صادرات کالاها همچنان به تشکیل یک عامل خطر قوی است. من می خواهم حق درخواست تجدید نظر به تمدید برای همه کشورها باید در دسترسی به بازار جهانی، بدون حذف یا به حاشیه رانده است.
U هیچ بحث های مشابه می تواند در زمینه امور مالی، انجام شده برای یک جنبه از پدیده جهانی شدن، از طریق توسعه تکنولوژی و سیاست های آزاد سازی جریان سرمایه بین کشورها است. تابع هدف از مهم ترین امور مالی، که برای پشتیبانی از امکان سرمایه گذاری بلند مدت و از این رو توسعه این به نظر می رسد بسیار شکننده است آن را تجربه اثرات یک سیستم تجاری معاملات مالی - ملی و جهانی - بر اساس منطق کوتاه مدت، که هدف آن افزایش ارزش عملیات مالی و تمرکز بر روی مدیریت فنی به اشکال مختلف از خطر. بحران اخیر نشان می دهد که چگونه فعالیت های مالی می تواند در زمان به طور کامل توسط خود ارجاع و عدم توجه در دراز مدت، تبدیل در جهت منافع مشترک است. کاهش اهداف مالی اپراتور در سراسر جهان بسیار کوتاه مدت را کاهش می دهد، توانایی تامین مالی نقش خود را به عنوان یک پل ارتباطی بین حال و آینده، به حمایت از ایجاد فرصت های جدید تولید و کار یک دوره زمانی طولانی. تامین مالی در کوتاه مدت محدود است و بسیار کوتاه مدت می شود برای همه خطرناک است، حتی برای کسانی که مدیریت را در دوره از سرحالی مالی بهره مند شوند 12.
بنابراین کشورها دعوت می کند تا منعکس کننده جدی بر دلایل اساسی برای درگیری، اغلب با بی عدالتی را برانگیخت، و پرداختن به آنها از طریق شجاعانه خود را به نقد. اگر ما موفق به بهبود روابط، آن را باید مصارف اسلحه را کاهش می دهد. منابع ذخیره شده می تواند برای طرح های توسعه ای از افراد و مردم فقیر و نیازمند اختصاص داده شده است: تلاش صرف شده در این راه خواهد بود، تلاش برای صلح درون خانواده انسان.
T از این همه به نظر می رسد که مبارزه با فقر نیاز به همکاری هر دو در شرایط اقتصادی و حقوقی است که جامعه بین المللی و به ویژه به کشورهای فقیر برای پیدا کردن و پیاده سازی راه حل های را به صورت تماس با ما را قادر می سازد این مشکلات با ارائه یک چارچوب قانونی برای فعالیت های اقتصادی موثر است. همچنین نیاز به انگیزه هایی برای ایجاد نهادهای کارآمد مشارکتی و پشتیبانی از مبارزه با جرم و ترویج فرهنگ قانون است. وجود ندارد انکار، نیز، که سیاستهای مبتنی بر حمایت و باعث خرابی های بسیاری را در ارائه کمک به کشورهای فقیر است. سرمایه گذاری در مردم آموزش و توسعه فرهنگ خاص ابتکار عمل یکپارچه در حال حاضر، به نظر میرسد، رویکرد حق در میان مدت و بلند مدت است. اگر، برای رشد، فعالیت های اقتصادی نیاز به یک زمینه مساعد، این به آن معنا نیست که ما باید توجه به مشکلات درآمد پرداخت نمی کند. اگر شما به درستی تاکید کرد که افزایش درآمد سرانه نمی تواند کاملا در پایان از فعالیت های سیاسی و اقتصادی، نباید فراموش کرد که این نشان دهنده به معنای مهم رسیدن به هدف مبارزه با گرسنگی و فقر شدید. در این رابطه، باید به عنوان یک توهم این ایده که سیاست از بازتوزیع فقط از ثروت موجود قطعی می تواند به حل مشکل اخراج شده است. در اقتصاد مدرن، در واقع، ارزش ثروت را تا حد زیادی بر توانایی خود برای تولید درآمد برای حال و آینده بستگی دارد. بنابراین ایجاد یک وظیفه غیر قابل اجتناب، که باید در نظر گرفته شود به طور موثر مبارزه در برابر فقر و مواد پایدار می شود.
با قرار دادن فقرا در وهله اول دلالت دارد، در نهایت، که شرکت کنندگان در بازار در حال ایجاد یک فضای بین المللی است که در آن می تواند یک رویکرد اخلاقی به اقتصاد، و بازیگران نهادی اجرای یک رویکرد اخلاقی به سیاست و رویکرد اخلاقی به مشارکت می تواند ارزش جامعه مدنی، محلی و بین المللی است. سازمان های بین المللی خود را تشخیص امروز چگونه با ارزش هستند و سود آور طرح های اقتصادی از جامعه مدنی یا دولت های محلی اجازه می دهد تا حفظ و ادغام در جامعه از لایه هایی از جامعه، که اغلب در زیر آستانه فقر شدید و به طور همزمان، از سوی کمک های رسمی به آسانی تحققپذیر نیست. تاریخ توسعه اقتصادی در قرن بیستم به ما می آموزد که سیاست های توسعه خوب است به عهده مردان و ایجاد همکاری های مثبت میان بازار، جامعه مدنی ایالات متحده و. جامعه مدنی، به طور خاص، نقش در هر فرایند توسعه، توسعه اساسا یک پدیده فرهنگی و فرهنگ است که به دنیا و توسعه در بخش داخلی و 13
ها محترم شمرده سلف جان پل دوم، جهانی شدن اظهار داشت "بسیار ویژه دوسوگرا" 14 است و باید آن را با احتیاط بزرگ اداره می شود.، 15 این شکل خرد نیاز است که ما عمدتا منعکس کننده نیازهای فقرا از زمین، پایان دادن به رسوایی از عدم تعادل بین مشکلات فقر و اقدامات لازم برای رسیدگی به آنها است. این عدم تناسب، اگر آن فرهنگی و سیاسی است، در درجه اول. معنوی و اخلاقی اغلب، ما بر روی سطحی و ابزاری علل فقر، بدون توجه به قلب انسان که مانند حرص و طمع و چشم انداز تنگ متوقف شود. مشکلات توسعه، کمک ها و همکاری های بین المللی گاهی اوقات بدون هیچ گونه تعهد واقعی از مردم خطاب شده است، اما مسائل صرفا فنی که با آن مواجه هستیم، محدود است به ایجاد سازه ها، موافقت نامه تعرفه و اختصاص بودجه impersonally. مبارزه علیه فقر واقعا نیاز به مردان و زنانی که در راه عمیقا برادرانه زندگی می کنند و می توانند به همراه افراد، خانواده ها و جوامع در سفر توسعه انسانی معتبر است.
نتیجه
من نفر بخشنامه پاپ Centesimus Annus، ژان پل دوم هشدار داد در مورد نیاز به "رها ذهنیت است که در آن فقیر - به عنوان افراد و به عنوان مردم - بار در نظر گرفته شده، به عنوان مزاحمان کسل کننده به مصرف دیگران تولید می شود. فقرا - او نوشت: - ادعای به حق داشتن سهم خود را از کالاهای مادی و ایجاد ظرفیت خود را به کار برای ایجاد 16 عادلانه تر و مرفه برای همه "در دنیای جهانی شده امروز، به نظر می رسد تا کنون بیشتر مشهود است که صلح تنها در صورتی ساخته می شود هر کس امکان رشد منطقی: دیر یا زود، در واقع، هر کس باید به عواقب ناشی از اعوجاج تولید شده توسط سیستم های ناعادلانه پرداخت تضمین شده است. فقط احمقانه کاملا به ساخت یک خانه لوکس در میان صحرا و ویرانی. جهانی شدن به خودی خود، قادر به ایجاد صلح است، و در بسیاری از موارد، در مقابل، آن را در واقع ایجاد اختلافات و درگیری. این نقاط به یک نیاز: گرا به سمت یک هدف همبستگی عمیقی است که به دنبال خوبی و همه. در این معنا، جهانی شدن را باید به عنوان یک فرصت خوب برای رسیدن به چیزی مهم در مبارزه با فقر و ارائه منابع عدالت و صلح بودند که به ندرت قابل تصور که قبلا دیده می شود.
S ince همیشه، دکترین اجتماعی کلیسا با فقرا نگران کرده است. در زمان Novarum Rerum وابسته به بخشنامه پاپ، این کارگران به طور عمده از جامعه صنعتی جدید در Magisterium اجتماعی پیوس یازدهم، پیوس دوازدهم، جان XXIII، پل ششم و ژان پل دوم شده بودند، شده اند هایلایت اشکال جدیدی از فقر به عنوان افق سوال اجتماعی گسترده تر شد، به عنوان رسیدن به نسبت جهانی باید در نظر 17 این بزرگ شدن سوال اجتماعی در جهان نه تنها به عنوان یک توسعه کمی، اما همچنین به عنوان یک کیفی در رابطه با زندگی انسان و نیازهای خانواده بشری است. به همین دلیل، کلیسا، در حالی که با دقت پس از پدیده جهانی شدن و تأثیر خود را بر فقر انسان، جنبه های جدیدی از پرسش های اجتماعی، نه تنها در وسعت خود، بلکه در عمق آنها را نشان می دهد، به طوری که آنها نگرانی هویت انسان و رابطه او با خدا است. این اصول از آموزش های اجتماعی تمایل به برجسته تقاطع بین فقر و جهانی شدن و راهنمای عمل در جهت ایجاد صلح است. در میان این اصول، آن است که به موقع به یاد در یک حالت خاص، در پرتو اولویت های خیریه، "عشق ترجیحی برای فقرا" 18 نشان می دهد که کل سنت مسیحی از کلیسای اولیه (اعمال رسولان قس 4، 32-36، 1 قرنتیان 16، 1، 2 نارسایی قلبی 8-9؛ گهل 2، 10).
"W کلاه هر نقش به حق خود و او بلافاصله"، لئو سیزدهم در سال 1891 نوشت، افزود: «همانطور که برای کلیسا، او هرگز رها کردن، در هر صورت، کار خود را" 19 در این روز آگاهی حامل عمل کلیسا نسبت به فقرا است، که در آنها او را می بیند مسیح، 20، و او به طور مداوم در قلب خود می شنود که منعکس فرمان شاهزاده صلح به رسولان خود را: "ناخوانا تاریخ مورد نظر شما manducare - آنها چیزی برای خوردن خودتان (LK 09:13). وفادار به این احضاریه ای از جانب پروردگار، جامعه مسیحی هرگز با شکست مواجه خواهد شد کل خانواده بشری حمایت خود را از طریق حرکات و اشارات همبستگی خلاق، نه تنها بیهوده به ویژه در مورد "تغییر شیوه زندگی، مدل تولید و مصرف، ساختار قدرت که امروز حاکم بر جوامع است. "21 در هر یک از شاگردان مسیح تاسیس، و همچنین به همه مردم خوب خواهد شد، به همین دلیل من در اوایل سال جاری رسیدگی به درخواست تجدید نظر گرم گسترش منطقه از قلب خود را به نیازهای فقرا و برای انجام هر چه که مشخص ممکن است برای آمدن به کمک های خود را. حقیقت این اصل که «برای مبارزه با فقر برای ایجاد صلح است."
Benedictus PP. XV، واتیکان، 8 دسامبر 2008.
یادداشت ها:
(1) پیام روز جهانی صلح سال 1993، N. 1.
(2) پل ششم، وابسته به بخشنامه پاپ Populorum Progressio، N. 19.
(3) جان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ socialis Sollicitudo REI، N. 28.
(4) جان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ Centesimus Annus، N. 38.
(5) پل ششم، وابسته به بخشنامه پاپ. Populorum Progressio، N. 37، ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ. socialis Sollicitudo REI، N. 25.
(6) بندیکت شانزدهم، نامه به کاردینال رناتو مارتینو Raffaele به مناسبت همایش بین المللی برگزار شده توسط شورای جامه اسقفی عدالت و صلح را در موضوع: "خلع سلاح، توسعه و صلح است. چشم انداز خلع سلاح انتگرال "، 10 آوریل 2008: L'، رومانو Osservatore، 2008/4/13، ص. 8.
(7) Encycl، Populorum Progressio، N. 87.
(8) ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ Centesimus Annus، N. 58.
(9) ژان پل دوم، سخنرانی شنوایی ACLI را، آوریل 27، 2002، 4: پائولو دی جیووانی Insegnamenti II، XXV، 1 [2002]، 637.
(10) ژان پل دوم، آدرس به مجمع عمومی فرهنگستان جامه اسقفی علوم اجتماعی، آوریل 27، 2001، 4: Insegnamenti دی جیووانی پائولو II، XXIV، 1 [2001]، 802.
(11) شورای واتیکان دوم مربوط به سرتاسر جهان. مالیات بر ارزش افزوده. II، طراح. جزمی قانون اساسی است. لومن gentium، N. 1.
(12) شورای جامه اسقفی عدالت و صلح، خلاصه ای از دکترین اجتماعی کلیسا، N. 368.
(13) شورای جامه اسقفی عدالت و صلح، خلاصه ای از دکترین اجتماعی کلیسا، N. 356.
(14) خطاب به رهبران اتحادیه های کارگری و شرکت های بزرگ، می 2، 2000، 3: مستندات کاتولیک، 97 (2000)، ص. 456 است.
(15) خطاب به مجمع عمومی آکادمی علوم وابسته به پاپ یا اسقف از، 11 نوامبر، سال 2002، 2: پائولو دی جیووانی Insegnamenti II، XXV، 2 [2002]. 699.
(16) ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ Centesimus Annus، N. 28.
(17) پل ششم، وابسته به بخشنامه پاپ Populorum Progressio، N. 3.
(18) ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ socialis Sollicitudo REI، CF. ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ Centesimus Annus، N. 57.
(19)، لئو سیزدهم، وابسته به بخشنامه پاپ Rerum Novarum، N. 45.
(20) ژان پل دوم، وابسته به بخشنامه پاپ Centesimus Annus، N. 58.
(21) همانجا، N. 58.
(منبع: افق و debats.ch )






















































از پیامبران دروغین برحذر باشید. بازخوانی کتاب مقدس است. ( جهانی الکترونیکی از فردا )
دوباره خواندن این مقاله با توجه به این ضرب المثل ORDO AB چائو
(منظور از اختلال)
بر روی بلیط یک دلار آمریکا است.
با وجود نیت آشکار انسانی پاپ، آیا شما نمی بینید که به جهانی شدن، که ظاهرا تمام مشکلات را حل کند تحت فشار قرار دادند. اما زمانی که همه ملت ها داده اند تا حاکمیت خود را به دولت جهانی خود را به کنترل توسط روشن ضمیری ، صلح بانان سازمان ملل را به کلاه سیاه و سفید تبدیل و شما خواهید بود که "گوشت دم توپ".
On parle d'une prochaine intervention des troupes de l'ONU en Israel et aussi d'un voyage du pape. comme par hasard on dirait que les temps approchent…
Pour revenir au Pape benoit XVI:
« Vu sur cyberpresse.ca
Un passé troublant
Mathieu Perreault
La Presse
Traunstein, Allemagne
Benoît XVI at-il été nazi quand il était adolescent ?
Toute la journée, hier, le père Thomas Frauenlob a dû répondre à cette question. Il est le recteur du séminaire Saint-Michel, à Traunstein, à 200 km à l'est de Munich, où Joseph Ratzinger a été pensionnaire de 1939 à 1943, soit de 12 à 16 ans.
Cette période est la plus trouble du passé de Benoît XVI. Il a notamment fréquenté les Jeunesses hitlériennes pendant quelques années, quelques fois par semaines, pour des exercices militaires et d'endoctrinement nazi.
Puis, il a servi dans l'armée allemande , tout d'abord dans la défense antiaérienne en 1943, pour défendre une usine BMW où travaillaient des travailleurs forcés du camp de Dachau , et au début de 1945 à construire des fossés antitanks en Hongrie et en Autriche, où il a vu des convois juifs passer en direction de camps d'extermination. Il a alors déserté et a été emprisonné quelques mois par l'armée américaine, comme beaucoup d'ex-soldats allemands, avant d'être libéré à l'été 1945. Il est alors retourné terminer son lycée à Traunstein, dans le grand séminaire aux murs teints à la chaux, et aux volets de bois brun rêche, au pied des Alpes bavaroises.
La question irrésolue concerne les Jeunesses hitlériennes : le jeune Ratzinger aurait-il pu y échapper ? Tous les Allemands de son âge devaient-ils s'y inscrire ?
À cause des droits de scolarité
Dans des entrevues récentes, il a affirmé qu'il n'avait pas eu le choix de se joindre aux Jeunesses hitlériennes. Son frère Georg Ratzinger a renchéri, expliquant qu'il s'agissait « de la loi à l'époque ». Benoît XVI a aussi affirmé que son père, gendarme, n'aimait pas les nazis, dont le mouvement est né en Bavière.
Mais des journalistes ont trouvé des Allemands qui avaient aussi été adolescents durant la Deuxième Guerre mondiale, et avaient fréquenté d'autres séminaires en même temps que Joseph Ratzinger. Pourquoi eux ont-ils eu le choix ? Le jeune Ratzinger at-il décidé de son plein gré d'assister aux entraînements des Jeunesses hitlériennes ?
« Les séminaristes qui n'ont pas fréquenté les Jeunesses hitlériennes fréquentaient des séminaires plus chers, dont les élèves étaient dispensés de cet entraînement », affirme le père Frauenlob, en entrevue avec plusieurs journalistes dans son bureau méticuleusement rangé. « Le père de Joseph Ratzinger venait de prendre sa retraite. Peut-être ne pouvait-il pas se permettre des droits de scolarité plus élevés. "
Donc, insistent deux journalistes américains, s'il l'avait voulu, Joseph Ratzinger aurait pu éviter les Jeunesses hitlériennes en payant plus cher ? Le recteur Frauenlob s'emporte : « Je n'étais pas là à ce moment, je vous rapporte les informations que j'ai prises ces derniers jours sur la question, notamment auprès de Georg Ratzinger. Je ne ferai pas d'autres commentaires sur ce point. "
Les journalistes américains changent de stratégie : n'est-ce pas insultant pour les Allemands qu'une controverse sur le nazisme vienne entacher les célébrations pour l'élection
d'un pape bavarois ? Le père Frauenlob se calme : « Ce sont des faits du passé, on peut en parler ouvertement. » On a l'impression qu'il récite une leçon de contrition sur les horreurs du nazisme.
Horreur de l'endoctrinement
Dans l'histoire officielle de Benoît XVI, les Jeunesses hitlériennes ont joué un rôle important. Plusieurs biographies rapporte que c'est là qu'il a appris à détester l'endoctrinement.
Or, c'est ce sentiment qui explique sa conversion de « progressiste » à « conservateur », durant les années 60. Quand il a accompagné la délégation allemande au concile Vatican II, au début des années 60, il faisait partie des « Konzilteenagers », un groupe de jeunes théologiens allemands qui voulaient décentraliser l'Église catholique et adapter son magistère au monde moderne. Puis, durant les révoltes étudiantes de 1968 en Allemagne, il a retourné sa veste : le dogmatisme de gauche de plusieurs factions étudiantes lui aurait rappelé l'endoctrinement des Jeunesses hitlériennes, et l'aurait convaincu qu'il fallait désormais travailler à préserver la tradition catholique. "
Que ceux qui ont des oreilles pour entendre…
Lorsque on connait un tout petit l'histoire de la Religion Catholique dans le passé, sans porter un quelconque jugement, juste faire acte d'esprit et de discernement, il est donc louable de se poser quelques petites questions d'ordre PRATIQUE au delà de la métaphysique.
La Vatican est un état dans l'état. Il représente une puissance plus que considérable dont tous les autres états au monde respectent. Il représente également une puissance considérable au niveau politique, même s'il est sensé ne faire aucune politique. De plus comment ne pas douter d'un prêche qui n'accorde en rien les paroles de celui censé servir cette religion : Le Christ !
Ne disait-il pas… Ne lit-on pas dans la bible : Charité bien ordonné commence toujours par soi-même… ? Pour moi, peut-être ai-je tord… Ca ne tient qu'à moi de toute façon… Je pense que l'église Romaine à de tous temps pactisé par intérêt avec le principe énnoncé ci-dessus :
ORDO AB CAHOS (L'ordre à partir du désordre… Du chaos…) Revoir l'histoire avec le concile de Nicée de 325 sous le règne de l'Empereur Constantin…
Il faut toujours un pouvoir en marge d'un autre pouvoir (Temporel et Spirituel) pour que des êtres décus par un se tournent vers l'autre. Le temps qu'ils comprennnent, s'ils comprennent un jour… Leurs vies aura passé… Et ils mourront en bons serviteurs de … L'église en vue d'accomplir la fin des temps… Bah… SVP… Combattre la pauvreté servir la paix… Tout ceci me fait bien rire… (Léglise Romaine est celle qui a le plus de sang sur les mains… Que chachent t-ils dans les caves du Vatican… Quelle est la véritable histoire du Christ… ) Braves Moutons va…. Beh Beh Beh… Allez zou stop je sors !!!
Amitiés
« Pour que la paix ait un sens pour la multitude des êtres humains qui n'ont connu jusqu'ici que la souffrance, en temps de paix comme en tant de guerre, elle doit se traduire en pain ou en riz, en habitat stable, en santé et en éducation, ainsi qu'en dignité humaine et en liberté ».
Ralph Bunche , sous-secrétaire général de l'ONU de 1959 à 1971 et Prix Nobel de la Paix en 1950.
La pauvreté aujourd'hui, malgré les grandes déclarations ici et là, malgré le gros travail des associations caritatives et aides diverses, n'est pas une fatalité !!!!
Évidemment, la pauvreté engendre colère, révolte, et n'est pas un facteur de paix.
Pourtant cette pauvreté soigneusement entretenue (j'entends par là le déséquilibre Nord/sud) est un fabuleux moyen de pression, de domination pour ceux qui nous gouvernent… ceux qui sont encore au-dessus des gouvernements…
Il suffirait déjà, dans un premier temps, au lieu de cultiver du fourrage pour nourrir les bœufs (de Mac-Do et autres), d'y mettre des légumineuses et des céréales pour les humains…
Un estomac rassasié est plus paisible déjà….
Mais la soif de pouvoir, l'avidité du profit exploite grandement cette pauvreté. Il est facile de pousser des pauvres au combat.
Dans un sens plus général, la paix est déjà à acquérir au fond de soi… et c'est aussi tout un travail.
Bonjour à tous et amitiés à toi Karen (en réponse à ton clin d'œil dans un autre sujet).
Vous avez raison, ne soyons pas dupes de ces intentions détournées.
Il est effectivement très facile d'utiliser nos faiblesses émotionnelles pour nous manipuler. Nous n'avons pas à aduler qui, ou quoi que ce soit à l'extérieur de nous-même.
Le respect de l'autre est grandement suffisant et n'implique en rien une quelconque dépendance qui elle, nous sépare du propre respect de notre individualité, de notre personnalité, qui font justement la richesse de nos échanges, de notre évolution, et la privation de cette liberté que l'on s'inflige inconsciemment, entretient la déstabilisation de la paix intérieure qui, elle seule, par la force et la sagesse de son émanation, peut résoudre les problèmes et les conflits de famine ou d'état de guerre, qui ne sont que l'expression de notre état intérieur de peurs et de frustrations.
Ça n'est donc pas dans la rue, ni au milieu de la bataille qu'il nous est possible d'agir.
Quand chacun sera en paix avec lui-même, tout le reste s'en suivra naturellement et se résoudra de lui-même.
Nos révoltes font partie du conditionnement, car cela dirige notre attention sur ce que nous souhaitons combattre, ce qui a l'effet contraire puisqu'ainsi nous en alimentons l'énergie vitale.
Affairons-nous plutôt à prendre en main la gestion de notre alimentation, tel l'exemple de Karen, de préserver l'espace de nos cultures céréalières et potagères, plutôt que consommer à outrance de la viande bovine, de qualité douteuse qui plus est, et qui au final, nécessite des hectares de terre qui nous seraient bien plus profitables énergétiquement, en les exploitant à d'autres fins (faims).
Tous cela me ramène de plus en plus, à sentir intuitivement que de vouloir combattre est exactement ce que les « hautes autorités » provoquent et attendent de nous, pour que notre temps, notre énergie, et notre attention s'y consacrent exclusivement.
Il est grand temps d'en prendre conscience et de décider enfin par nous-mêmes, de ce à quoi nous voulons nous consacrer.
Construisons ensemble au lieu de perdre notre énergie à vouloir détruire ce qui est de cette manière, alors que notre histoire nous prouve incessamment combien cela nous est néfaste. Prenons conscience de l'effet contraire que cela produit.
Ca n'est pas en faisant la guerre que nous pouvons instaurer la paix!
Guérissons nos peurs, et unissons nos intentions profondes de création d'un monde meilleur.
Ca n'a rien d'utopique, ça n'est simplement qu'une des possibilités qui nous sont offertes sur cette magnifique planète, dont nous n'avons qu'à faire le choix pour que cela se réalise.
Que la conscience et L'AMOUR soient !!!